تبليغاتX
خوشنویسی تولدی دیگر

alt                                                                                                                     

مفتخرم به شاگردی ایشان


اثر استثنایی استاد که هر هنر دوستی را به حیرت وا میدارد > آیینه نویسی

alt    


این هم یک کتیبه بسیار زیبا از ایشان

alt

نوشته شده در  88/10/24  توسط میلاد قاصدی  | 


آثار خوشنويسي خط فارسي يك بانوي ژاپني و هنرجويان او، در موزه «اورينتال باستان» در شهر توكيو، پايتخت ژاپن به نمايش درآمد.
«ماكيكو تسومورا»، مسئول بخش آثار خوشنويسي خط فارسي در اين موزه، به ايرنا گفت: در اين نمايشگاه حدود
۳۰ اثر خوشنويسي از خانم هيساكو تسونودا، تنها خط شناس زبان فارسي و شاگردان او به نمايش گذاشته شده است. تسومورا گفت: در موزه اورينتال باستان براي ژاپني هايي كه خواهان يادگيري خوشنويسي فارسي هستند، تاكنون ۱۰ دوره كلاس آموزش خط خوشنويسي فارسي برگزار شده كه آثار برخي از شاگردان اين كلاس ها در اين نمايشگاه به نمايش درآمده است.

نوشته شده در  88/10/19  توسط میلاد قاصدی  | 


وقتى کارمندان به اداره رسیدند، اطلاعیه بزرگى را در تابلوى اعلانات دیدند که روى آن نوشته شده بود:

دیروز فردى که مانع پیشرفت شما در این اداره بود درگذشت. شما را به شرکت در مراسم تشییع جنازه که ساعت ١٠ در سالن اجتماعات برگزار مى‌شود دعوت مى‌کنیم.

در ابتدا، همه از دریافت خبر مرگ یکى از همکارانشان ناراحت مى‌شدند امّا پس از مدتى، کنجکاو مى‌شدند که بدانند کسى که مانع پیشرفت آن‌ها در اداره مى‌شده که بوده است.

این کنجکاوى، تقریباً تمام کارمندان را ساعت١٠ به سالن اجتماعات کشاند. رفته رفته که جمعیت زیاد مى‌شد هیجان هم بالا مى‌رفت. همه پیش خود فکر مى‌کردند: این فرد چه کسى بود که مانع پیشرفت ما در اداره بود؟ به هر حال خوب شد که مرد!

کارمندان در صفى قرار گرفتند و یکى یکى نزدیک تابوت مى‌رفتند و وقتى به درون تابوت نگاه مى‌کردند ناگهان خشکشان مى‌زد و زبانشان بند مى‌آمد.

آینه‌اى درون تابوت قرار داده شده بود و هر کس به درون تابوت نگاه مى‌کرد، تصویر خود را مى‌دید. نوشته‌اى نیز بدین مضمون در کنار آینه بود:

تنها یک نفر وجود دارد که مى‌تواند مانع رشد شما شود و او هم کسى نیست جزء خود شما. شما تنها کسى هستید که مى‌توانید زندگى‌تان را متحوّل کنید. شما تنها کسى هستید که مى‌توانید بر روى شادى‌ها، تصورات و موفقیت‌هایتان اثر گذار باشید. شما تنها کسى هستید که مى‌توانید به خودتان کمک کنید.

زندگى شما وقتى که رئیستان، دوستانتان، والدین‌تان، شریک زندگى‌تان یا محل کارتان تغییر مى‌کند، دستخوش تغییر نمى‌شود. زندگى شما تنها فقط وقتى تغییر مى‌کند که شما تغییر کنید، باورهاى محدود کننده خود را کنار بگذارید و باور کنید که شما تنها کسى هستید که مسئول زندگى خودتان مى‌باشید.

مهم‌ترین رابطه‌اى که در زندگى مى‌توانید داشته باشید، رابطه با خودتان است.

خودتان را امتحان کنید. مواظب خودتان باشید. از مشکلات، غیرممکن‌ها و چیزهاى از دست داده نهراسید. خودتان و واقعیت‌هاى زندگى خودتان را بسازید.

دنیا مثل آینه است. انعکاس افکارى که فرد قویاً به آن‌ها اعتقاد دارد را به او باز مى‌گرداند. تفاوت‌ها در روش نگاه کردن به زندگى است.

نوشته شده در  88/06/13  توسط میلاد قاصدی  | 


خط زمينه : خط مستقيمي است که جاي هر حروف يا کلمه در سطر با آن مشخص مي گردد و اين خط باعث مي شود هر حرف يا کلمه در جاي خود قرار بگيرد و از درهم ريختگي و کج شدن سط جلوگيري شود . در خوشنويسي به خط زمينه خط کرسي هم ميگويند. چون در خوشنويسي ، علامت نگارشي نقطه پاياني وجود ندارد آخرين حرف حداقل يک نقطه بالاتر از خط کرسي نوشته مي شود.

 

نقطه : نقطه از حرکت پهناي قلم در روي کاغذ بوجود ميآيد بطوريکه يک مربع کامل به اندازه پنهاي قلم روي کاغذ ايجاد گردد. فاصله بين هر حرف يا کلمه در سطر حدود يک نقطه همان قلمي است که خط با آن نوشته مي شود. نقطه واحد اندازه گيري حروف و کلمات در خوشنويسي است.

 

دانگ : قدما از نقطه شش دانگي استفاده ميکردند که محمدرضا کلهر نقطه پنج دانگي را ملاک کار خوشنويسان قرار داد و تا سالهاي اخير نيز مورد استفاده قرار ميگرفت ليکن با هدف افزايش زيبايي هاي اين خط در بين اساتيد طراز اول انجمن خوشنويسان ايران ، نقطه چهار دانگي مبناي جديد کار خوشنويسان قرار گرفته است.

 

تقسيم بندي هاي واحد اندازه گيري :

 

واحد اندازه گيري دانگ حدوداً در مقياس سانتيمتر بشرح ذيل تقسيم بندي مي گردد :

 

ü غبار : از کوچکترين اندازه تا نيم ميليمتر.

 

ü خفي : از نيم تا سه چهارم ميليمتر.

 

ü کتابت : از سه چهارم تا يک و نيم ميليمتر.

 

ü سرفصلي : از يک و نيم تا دو ميليمتر.

 

ü مشقي : از دو ميليمتر تا شش ميليمتر.

 

ü يکدانگ مشقي : از دو تا دو و نيم ميليمتر.

 

ü دو دانگ مشقي : از دو و نيم تا سه و نيم ميليمتر.

 

ü سه دانگ مشقي : از سه و نيم تا چهار ميليمتر.

 

ü چهار دانگ مشقي : از چهار تا چهار و نيم ميليمتر.

 

ü پنج دانگ مشقي : از چهار و نيم تا پنج ميليمتر.

 

ü شش دانگ مشقي : از پنج و نيم تا شش ميليمتر.

 

ü جلي صفحه : از از شش ميليمتر تا دو سانتيمتر.

 

ü کتيبه : از دو سانتيمتر به بالا.

 

مد يا کشيده : معمولاً يکي از عوامل افزايش زيبايي در هر سط مدات (‌ کشيده ها ) يا کشيده ها هستند . در نوشتن ابيات ، در هر مصرع حداقل بايد يک مد وجود داشته باشد که حتي المکان در وسط قرار گيرد. در چليپا نويسي ، تعداد و جاي مد معلول ترکيب بندي و شکل کلمات موجود مي باشد.

 

چليپا : چليپا در لغت بمعناي صليب بوده و معناي مورب و کج متقاطع را دارد. در خوشنويسي نوشتن دو بيت يا چهار مصراع از شعري با مضمون واحد که در يک صفحه مستطيل و در چارچوب اصول و قواعد کلاسيک خوشنويسي را با رعايت اصول زيبايي اعم از تقارن، تناسب ، توازن ، تعادل و نواخت بدون تکلف و تصنع که در ريتم و آهنگ مناسب چهره نمايد را چليپا ميگويند. رعايت تناسب طلائي در خط ، سواد و بياض و حسن سليقه خوشنويس اعم از اينکه چليپا ، مرکب موافق يا ناهمگون باشد تاثير زيادي در زيبايي کار دارد.

 

حسن وضع و حسن تشکيل :به مهندسي و اشکال حروف و کلمات بر اساس قواعد و اصول خوشنويسي با رعايت تناسب اندازه ها در شکل گيري نهايي در نظم و جايگاه استقرار کلمات که به بهترين نحو در ترکيب ها مي توان از آن بهره جست گويند.

 

 

انجمن خوشنويسان ايران اولين نهاد رسمي اشاعه هنر اصيل خوشنويسي که به همت استاد سيد حسين ميرخاني و در ايران تشکيل گرديد انجمن خوشنويسان ايران بود. اگرچه حد و مرزي براي هنر نمي توان قائل شد ليکن براي ايجاد نظم در ساختار سازماني و رده بندي هنرجويان و فراگيران اين هنر ، سطوح مختلف آموزش که با برگزاري دوره هاي آموزشي مختلف و ارائه مدارک و گواهينامه هاي معتبر پايان دوره صورت مي پذيرد به شرح زير است : سطح مقدماتي - سطح متوسط - سطح خوش - سطح عالي - سطح ممتاز - سطح ممتاز - سطح فوق ممتاز

 

نوشته شده در  88/06/07  توسط میلاد قاصدی  | 


با خوشنویسی دنیا رنگ دگر است/ رنگ امیدوعشق به یکدیگر است با خوشنویسی دنیا خوش رنگتر است/ الحق که خوشنویسی هنر است


دست من نیست گر هست جز برای خوشنویسی/گویم به قلبم تپش بیهودس بهتر است بایستی


خوشنویسی عشق است و بس / به رایگان ندهندش به کس


بیایم چشمامونو باز کنیم / سعی کنیم کمتر ناز کنیم / درها رو رو به خوشی باز کنیم / از همین جا عشقو اغاز کنیم


ساختیم برای خود هزار ارباب / داریم شکایت ای خدا در یاب


هر چه داریم باز نداریم رضایت/ خدایا نمی دانم چیست این این حکایت


وصیت میکنم بر سنگ قبرم بنویس / او هیچ نبود جز خوشنویس


سیل و زلزله وصد بلا از این بدتر/ باز هم درد فراق خو شنویسی هست برتر


تا به کی رنگ و دروغ وریا/ ای خوشنویسی کجایی بیا

نوشته شده در  88/04/10  توسط میلاد قاصدی  | 


مراحل خوشنویسی و آداب و وظایف خوشنویسان

کلک

آغاز و انجام خوشنویسی به شش دوره منقسم است: ابتدائی ، متوسطه ، خوش ، عالی ، ممتاز ، استادی از میان علاقه مندانی كه قدم در راه فراگیری این هنر می گذارند كمتر كسی یافت می شود كه تمام این راه را طی كند و به استادی برسد. بیشتر آنان در رسیدن به یك ، دو ، یا سه دوره ی آن توفیق می یابند ؛ زیرا كاری پر زحمت و مشكل است كه فقط عشق و علاقه آسانش می كند و در خور حوصله هر كس نیست مخصوصاً زندگی ماشینی امروز و مشغله ی زندگی متنوع، كمتر به اشخاص اجازه می دهد كه به این هنر ارزنده بپردازند و در این راه پیشتر روند و جز دلباخته ای به ادامه و تكمیل آن نمی پردازد. لكن قدر لازم برای هر با سواد این است كه اگر چه مدت كوتاهی ، نزد استاد ، با مختصری از اصول و قواعد صحیح نوشتن كلمات و تركیبات آن آشنائی پیدا كند ، تا حدی كه خطی خوانا و روشن داشته باشد و بیننده و خواننده را در آن رغبتی دست دهد و این خود طی دوره ی ابتدائی و رسیدن به آغاز دوره ی متوسطه حساب می شود. از این پس به نسبت علاقه مندی و فعالیت و استعداد می تواند به مراتب بالاتر برود تا اینكه به ترتیب، دوره های خوش و عالی و ممتاز را بگذراند و كم كم به مقام استادی نایل گردد.

لذا برای فراگیر ِ مبتدی لازم است روی حروف و كلمات سرمشق استاد دقت كند و حركات و گردشهای آن را در نظر بگیرد ، هر چند كه بد و ناصاف نویسد به صبر و حوصله كلمات را در حد و اندازه ی سرمشق نقل و تكرار كند و تا مدتی بدون سرمشق و از پیش خود چیزی ننویسد و پیوسته از شیوه و اسلوب استاد پیروی نماید تا به نیروی طبع و قابلیت، شیوه و ربط استاد را به دست بیاورد و دستش در این كار قوت یابد. لازم است كه قلم مشق را به اندازه ی درشتی و ریزی خط سرمشق انتخاب كند و از مشق كردن روی سرمشقهای ناقص كه استادانه نیست برحذر باشد و تا جایی كه ممكن است روی خط بد و ناقص نگاه نكند. سلطانعلی مشهدی گوید:

جمع می كن خطوط استادان نظری می فكن در این و در آن

طبع تو سوی هر كدام كشید جز خط او دگر نباید دید

تا كه چشم تو پر شود ز خطش حرف حرفت چو دُر شود ز خطش

پس از اینكه خط او نیرو گرفت گاهگاه از ذهن خود كلمات و عباراتی بنویسد و آنگاه با خط استاد و سرمشقها مقایسه كند و یا به نظر استاد برساند.

به طوری كه استادان اشاره فرموده اند مشاقی و تمرین را سه مرحله است: نظری، قلمی ، ذهنی(یا خیالی).

نظری:

دقت در روی حروف و كلمات خطوط استاد و در نظر گرفتن گردشها و حركات آن است كه با نگاه كردن انجام می شود و در طبع و ذهن طالب آن اثر می گذارد قلمی: نقل كردن حروف و كلمات سرمشق به وسیله قلم است كه از روی تقلید و محاكات انجام می گیرد.

ذهنی:

آن است كه مشاق پس از آشنائی با قواعد خط و شیوه و ربط استاد، بدون تقلید از سرمشق و با ذهنیت خود عشقی و ذوقی عباراتی بنویسد تا نیروی خطی خود را بسنجد.سلطانعلی مشهدی در اشعار خود به دو مشق نظری و قلمی اشاره كرده و می گوید:

بر دو نوع است مشق و ننهفتم تا توای خوبرو جوان گفتم

قلمی خوان یكی و گر نظری كه بود این سخن هنی و مری

قلمی مشق كردن نقلی روز، مشق خفی و شام، جلی

نظری دان گاه كردن خط بودن آن گه ز لفظ و حرف و نقط

هر خطی را كه نقل خواهی كرد جهد كن تا نكوبی آهن سرد

حرف حرفش نكو تأمل كن نه كه چون بنگری تغافل كن

قوت و ضعف حرفها بنگر دار تركیب آن به پیش نظر

در صعود و نزول او می بین تا كه حظی بری از آن و از این

باش از شَمره های حرف آگاه تا بود صاف و پاك و خاطره خواه

 

نوشته شده در  88/04/09  توسط میلاد قاصدی  | 


سلطانعلی مشهدی فرماید:


ای كه خواهی كه خوشنویس شوی خلق را مونس و انیس شوی

خطه ی خط مقام خود سازی عالمی پر ز نام خود سازی

ترك آرام و خواب باید كرد وین به عهد شباب باید كرد

سر به كاغذ چو خامه فرسودن زین عمل روز و شب نیاسودن

ز آرزوهای خویش بگذشتن وز ره حرص و آز برگشتن

تا بدانی جهاد اصغر چیست بازگشتن به سوی اكبر چیست

آنچه با خود روا نمی داری هیچكس را بدان نیازاری

دل میازار گفتمت زنهار كز دل آزار حق بود بیزار

ورد خود كن قناعت و طاعت بی طهارت مباش یك ساعت

همه وقت اجتناب واجب دان از دروغ و ز غیبت و بهتان

از حسد دور باش و اهل حسد كز حسد صد بلا رسد به جسد

حیله و مكر را شعار مكن صفت ناخوش اختیار مكن

هركه از مكر و حیله و تلبیس پاك گردید، گشت پاك نویس

داند آن كس كه آشنای دل است كه صفای خط از صفای دل است

خط نوشتن شعار پاكان است هرزه گشتن نه كار پاكان است

نوشته شده در  88/04/09  توسط میلاد قاصدی  | 


نوشته شده در  88/04/08  توسط میلاد قاصدی  | 



«فی نفسه اهمیتی ندارد که کسی کی به دنیا آمده باشد و کجا ! اما ممکن است در این جور اطلاعات و مصاحبه ها نکاتی پیش آید که عمومیت داشته باشد. یعنی برای کسانی که میل دارند از تجارب تاریخی دیگران استفاده کنند و می خواهند زندگی را با نگاه عمیق تری مورد ارزیابی و موشکافی قرار دهند، مفید باشد.» این را غلامحسین امیرخانی، استاد خوشنویسی، در پاسخ به نخستین پرسش من در گفت وگویی با همین عنوان می گوید و ادامه می دهد: «من در بهمن ماه سال ۱۳۱۸ ، در طالقان متولد شدم. دوران کودکی من مصادف می شود با شروع جنگ جهانی دوم. این دوران، برای تمام جهان دوران سخت و دشواری بوده است. چه آنهایی که درگیر جنگ بودند و چه آنهایی که در حاشیه جنگ قرار داشتند از ترکش ماجرا در امان نبودند. در این شرایط ایران هم دچار مشکلات زیادی از جمله قحطی و دشواری رفت و آمد شد. ما خانواده فقیری بودیم و تا حد زیادی تحت تاثیر این جریان قرار گرفتیم.»

از شغل پدر می پرسم، می گوید: «پدرم معلم بود. معلمی با همان سبک و شیوه قدیم. بنیه اولیه مردم گیلان در صد سال پیش از نظر فرهنگی، توسط معلمان طالقانی پایه گذاری شد. طالقانی ها اهل سواد و مسائل فرهنگی بودند و این یک رسم قدیمی بود که به گیلان و دیگر مناطق کشور بروند که البته گیلانی ها هم پذیرای این مسئله بودند.»

خانواده امیرخانی زمانی که او پنج ساله بوده به تهران منتقل می شوند. پس از اقامت یک ساله در تهران به یکی از روستاهای اطراف قزوین و سپس به طالقان انتقال می یابند. غلامحسین امیرخانی کلاس اول دبستان را در زادگاهش گذرانده است، اما معلم کلاس اول، اولین معلم این خوشنویس نبوده است. وی معتقد است: «نقطه عطف زندگی من این بود که در حدود چهار سالگی توفیق پیدا کردم به مکتبی که در آن زمان در زادگاه من به جای مدرسه دولتی مرسوم بود، توسط معلم مهربان و اولین معلم من یعنی «مجتبی امیرخانی» راه پیدا کنم و باسواد شوم. با توجه به مهر و محبت این معلم نازنین و رابطه عاطفی که بین ما برقرار شده بود، من نه به عنوان این که بخواهم درس بخوانم، بلکه همراه او بودن بود که پای مرا به آن مکتب باز کرد.»

از همان حدود ۵-۴ سالگی میل به نوشتن در فطرت غلامحسین امیرخانی به صورت یک تمایل شدید و تقریباً بدون این که قابل کنترل باشد، به وجود آمد. در این دوره او روی دیوارهای کاهگلی با تخته و هر چیز دیگری که به دستش می رسید، روی تخته های صیقلی شده نجاری یا روی تکه های حلبی می نویسد. چنین ابزارهایی برای نوشتن حکایت از نبود کاغذ دارد.

امیرخانی از این دوران چنین نتیجه می گیرد: «هر کدام از ما آدم ها با توجه به محل جغرافیایی و فرهنگی که در آن زندگی می کنیم، روزنه ای در وجودمان به جانب زیبایی ها باز می شود و ما به جانبش کشیده می شویم. احساس می کنیم به آن گرایش داریم و این همان اولین روزنه و تاثیری است که از طبیعت می گیریم. اولین روزنه و گرایش برای انسان خیلی مهم است و می تواند دستاویزی باشد که او را به سمت روشنایی سوق دهد. ممکن است ما در مسیر آن عشق و علایق فطری مان قرار نگیریم و در زندگی مساله کار و معیشت مدار واقع شوند، اما آن روزنه می تواند همیشه در دل ما باز باشد و به صورت یک جور تفنن گاهی اوقات فراغت مان را با آن بگذرانیم. به هر حال شاید شانس من بود که به سمت نوشتن، از همان ابتدا راه پیدا کردم و ادامه دادم.»

خانواده این خوشنویس پس از گذراندن کلاس اول، مجدد به تهران منتقل می شوند. او دوره ابتدایی را در خیابان ظهیرالاسلام، مدرسه مسعود سعد می گذراند و بعد از دوره ابتدایی به صورت شبانه ادامه تحصیل می دهد.

از احساس غلامحسین امیرخانی هنگام ورود به تهران، به عنوان کسی که کودکی اش را در شهر کوچکی مثل طالقان گذرانده، می پرسم و او دلپذیر بودن شهر تهران را در آن سال ها تصویر می کند: «آن زمان تهران شهر دلپذیری بود. تهران تمام جنبه هایی را که در یک محیط پرتلاطم می توانست وجود داشته باشد، بدون این که روح و فکر انسان را دچار دشواری و پریشانی کند، دارا بود. در این شهر درخت و آدم و اتومبیل به اندازه ظرفیتش وجود داشت. مردم، خانواده ها و فامیل همدیگر را می دیدند و فرصت داشتند به یکدیگر ابراز عاطفه کنند. جنبه های عاطفی وجود و زندگی شان محو و کمرنگ نشده بود.» با این حال ایشان دائم به زادگاهش رفت و آمد داشته و خودش را سرشار از طبیعت آن منطقه کرده است. او تهران ۴۰ ۵۰، سال پیش را با ترکیبی از سنت در کنار مطبوعات، رادیو و کتاب قابل قبول می داند و آن سال ها را این گونه به قضاوت می نشیند: «اگر بخواهیم جامع الاطراف بودن موضوع را مبنای قضاوت مان قرار دهیم، به این نتیجه می رسیم که بیشترین تعداد استادان برجسته و طراز اول معاصر در زمینه های مختلف تاریخ، ادبیات، موسیقی و... در این دوران پرورش پیدا کرده اند. [البته مشکلات سیاسی که همیشه دامنگیر ملت ما بوده است نیز قابل ذکر است]. ورود نهضت ترجمه و ورود مردم به دوران کتبی کمک بسیاری به بالابردن سطح سواد و فرهنگ این مردم کرد. دیر آمدن چاپ در مملکت ما موجب شده بود که ما هنوز دوران فرهنگ مکتوب را نگذرانده بودیم. شاید بعد از دوران جنگ جهانی دوم بود که ترجمه های بیشتر فرانسوی به دست کسانی که علاقه مند بودند رسیدند و این مسئله رواج پیدا کرد و آگاهی بیشتر ملت ایران را به ارمغان آورد.»

با مرور کردن فضای آن سال ها به سال ۳۲ می رسیم. از استاد می پرسم آیا کودتای ۲۸ مرداد سال ۳۲ بر شما تاثیری گذاشت «من آن زمان ۱۴ سال بیشتر نداشتم و در سن تشخیص نبودم اما به طور سطحی مسائل را می دیدم.» وقتی از گرایش و علاقه ایشان در سال های بعد نسبت به مسائل سیاسی سؤال می کنم، می گوید: «من همیشه به سمت مسائل سیاسی گرایش داشته ام. چون کتاب می خواندم و از همان دوران کودکی و دبستان علاقه مند بودم اما جویا بودن تشنگی برای شناخت بوده و هیچ گاه به سمت هیچ جریان حزبی کشیده نشدم.»

سال ۱۳۳۸ سالی است که افتخار ورود غلامحسین امیرخانی را به عرصه خط و خوشنویسی، به طور جدی و حرفه ای، در خود دارد. در این سال یکی دیگر از نقاط عطف زندگی این خوشنویس شکل می گیرد: «در سال ۱۳۳۸ به صورت حرفه ای به سمت خوشنویسی گرایش پیدا کردم و با انجمن خوشنویسان ایران و مرحوم «استاد سید حسین میرخانی» آشنا شدم. مکتب هنری، اخلاقی و شخصیت پرجاذبه ایشان یکی از آن نقاط عطف دیگری بود که در زندگی من پیدا شد. «سید حسین میرخانی» در قدم گذاشتن من به این راه تاثیر زیادی داشت. شخصیت ایشان به لحاظ اخلاقی مرا جذب کرد. جوانان و نوجوانان تشنه محبت هستند و هرجا نشانه ای از این احوالات ببینند، مجذوب می شوند.»

امیرخانی درخوشنویسی بیش از هر چیز ادبیات موسیقی را شوق برانگیز می داند و وقتی گفت وگویمان به رابطه بین هنرها می رس%9ی شود برای دورانی که در آن زندگی می کنیم.»

آثار ادبی و موسیقی تاثیر زیادی بر استاد امیر خانی گذاشته اند. او با استادان موسیقی و ادبیات زیادی رابطه داشته است اما وقتی نام کسانی را که بر او تاثیر گذار بوده اند، می پرسم، فقط به استادش مرحوم سید حسین میرخانی اشاره می کند: «سید حسین میرخانی موسیقیدان بزرگی بود و کمانچه ایشان جزو کمانچه های تراز اول بود. این را استاد بنان می گفت و من خودم شخصاً از ایشان شنیدم.»

غلامحسین امیرخانی با محمد رضا شجریان همکلاس بوده اند و هر دو شاگرد سید حسین میرخانی.

غلامحسین امیرخانی می گوید: «خوشنویسی ما بیشتر مدیون دوران قاجار و صفویه است. بزرگترین خوشنویس ایران در خط نستعلیق، میرعماد است که در دوران صفویه زندگی کرده و البته در دوران قاجار هم بزرگانی بودند که در زندگی بنده و همنسلان من تاثیر گذاشته اند.»

غلامحسین امیرخانی اکنون کمتر خوشنویسی می کند و بیشتر مسئولیت کارهای اجرایی مثل ریاست انجمن خوشنویسان ایران همچنین ریاست شورای عالی خانه هنرمندان ایران را بر عهده دارد. به اعتقاد او «خانه هنرمندان مرکز هنر و فرهنگ شده و با برنامه های متعدد و مختلفی که هر ماه برگزار می کند می تواند چراغ روشنی باشد و با تقویت و پشتیبانی نقطه عطفی شود برای دورانی که در آن زندگی می کنیم.»

امیرخانی این مسئولیت ها را خارج از تخصص خود می داند اما به دلیل احساس وظیفه پذیرای آنها شده است.

کوچک ترین تقدیری که از این هنرمند شایسته صورت گرفت، اعطای نشان درجه یک فرهنگ و هنر به او در سال ۱۳۷۸ بود.

روزنامه ایران > شماره 3870 - 5/12/86 > صفحه 17 (فرهنگ و هنر) > متن

نوشته شده در  88/04/08  توسط میلاد قاصدی  | 


این جهان از آن بزدلان نیست

سراسیمه مشو!

دغدغه پیروزی یا شکست را کنار بگذار.

خود را به اراده کاملا غیر خودخواهانه بسپارو تلاش کن!

بدان که ذهنی که آمده تا پیروز شود خود را به اراده ای مصمم پیوند می دهد

و با او می ماند

در بطن مبارزه زندگی ، زندگی کن!

آرام ماندن در زاویه یا به هنگام خواب کار دشواری نیست.

در گرداب و در مرکز دیوانگی عمل بایست و خود را به کانون آن برسان.

اگر آن نقطه اتکا را یافته باشی دیگر نمی توان از آن جدایت کر.

ویوک آناندا

THIS WORLD IS NOT FOR COWARDS

 

Do not fly

Look not for success or failure

join yourself to the perfectly unselfish

will and work on

Know that the mind which is

born to succeed joins it self

to a determined will and perseveres

Live in the midst of the battle of life

anyone can keep calm in a cave or

when asleep. Stand in the whirl

and madness of action and reach the center

If you have found the center

you cannot be moved

 

VIVEKANANDA

نوشته شده در  84/11/08  توسط میلاد قاصدی  | 


پیج رنک

دانلود آهنگ